خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من باز هوای سرکوئی داردمیل خاطر دگر امروز بسوئی دارد
۲
هیچ دارید خبر کان دل سرگشته ی منمدتی شد که وطن بر سر کوئی دارد
۳
بگسست از من و در سلسله موئی پیوستکه دل خلق جهان در خم موئی دارد
۴
ایکه از سنبل مشکین تو عنبر بوئیستخنک آن باد که از زلف تو بوئی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳