خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایمبهوایت زره دور و دراز آمده ایم
۲
قدحی آب که بر آتش ما افشاندکه درین بادیه با سوز و گداز آمده ایم
۳
بینوا گرد عراق ارچه بسی گردیدیمراست از راه سپاهان بحجاز آمده ایم
۴
غسل کردیم بخون دل و از روی نیازبعبادتگه لطفت بنماز آمده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳