شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز که من عاشق و دیوانه و مستمکس نیست که گیرد بشرابی دو سه دستم
۲
ای لعبت ساقی بده آن باده ی باقیتا باده پرستی کنم و خود نپرستم
۳
با خود چو دمی خوش ننشستم بهمه عمربرخاستم از بند خود و خوش بنشستم
۴
گر بیدل و دینم چه بود چاره چو اینمور عاشق و مستم چه توان کرد چو هستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth