خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی چو آه خویش، سوی سدره برپرمبا آنکه منتهاست، هم از سدره بگذرم
۲
خاکی است این جهان که به بادی معلق استبس خاکسارم، ار به جهان سردرآورم
۳
گردون اشهب است مرا بار گیر خاصدر خاک اگر مراغه کنم، کمتر از خرم
۴
این چرخ وسمه رنگ به کردار آینه استزن باشم ار به وسمه و آیینه بنگرم
صفحهٔ ۱ از ۵