خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۱۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند از پی نان برپا در پیش کسان چون خوانخاینده هردونی چون گوشت برای نان
۲
ای روبه پرحیلت، تا کی چو سگان جوییاز بهر یکی من نان، دوری زیکی منان
۳
تا چند کمیت می افتاده ترا در سردل کرده زبهر او، هم خمکده هم میدان
۴
ماننده ی بهرامی قتال، ولی چوبینواندر پی زال زر سرتاسر تو دستان
صفحهٔ ۱ از ۱۰