خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۱۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چهره صورت چینی، به زلف مشک تتاریزغصه مشک بسوزد چو چین به زلف درآری
۲
دلم به خشم سپردی، مکن که نیک نباشددلی که هندوی توست ار به دست ترک سپاری
۳
مده چو خاک به بادم اگرچه هست تن منبه بوی بوسه ی پایت چو خاک راه زخواری
۴
چو جزم و همزه همه حلقه و خم و شکن آمدچنین به آید ازین سان که هست زلف تو قاری
صفحهٔ ۱ از ۷