شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدانالان چو بلبلی که بود از چمن جدا
۲
ای جان و تن فدای تو رفتی و می کندجان از جدائی تو جدا ناله، تن جدا
۳
از رشک غیر رفتم ازان کو وگرنه کسهرگز به اختیار نشد از وطن جدا
۴
از سر هوای کوی تو بیرون نمی کنمبا تیغ اگر کنند سرم از بدن جدا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth