خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته استعمرم تمام بر سر آن ره گذشته است
۲
غافل اگر رسیده به راهی که بوده امگردیده، تا ز بودنم آگه گذشته است
۳
افزون ز ماه چارده است و همان کجاستکز عمر او هنوز کم از ده گذشته است
۴
طالع نگو که هر گه از او کرده ام سؤالنه بر زبانش آری و نه، نه گذشته است
صفحهٔ ۱ از ۲