خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم ز تن درآمد و در سر هوای تستخاکم به باد رفت و هنوزم هوای توست
۲
چاکم به دل اگر چه ز تیغ جفای تستدر دل مرا هنوز هوای وفای تست
۳
ای بی وفا چنانکه تو بیگانه دوستیای وای بر کسی که دلش آشنای تست
۴
کم کن جفا به عاشق خود شاه من که اوسلطان عالمست اگر چه گدای تست
صفحهٔ ۱ از ۲