خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلدار من به زاری اگر یار من شودکار جهان به کام دل زار من شود
۲
داند که کیست باعث آشفتگی مراآشفته ای که شیفته ی یار من شود
۳
ابر بهار، گریه ی من گر به کوی توبیند خجل ز دیده ی خونبار من شود
۴
بسیار شد غم من و ترسم که غیر، شاداز شادی کم و غم بسیار من شود
صفحهٔ ۱ از ۲