شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خنددبه او گر عالمی گریند او بر عالمی خندد
۲
خوشا رندی که بر نیک و بد عالم همی خنددبه او گر عالمی خندند او بر عالمی خندد
۳
خوش آن بیدل که یارش گر زند زخم ار نهد مرهمنه هرگز گرید از زخمی و نه از مرهمی خندد
۴
برای خنده ی غیرم کند گریان ، روا باشد ؟که از جور تو گرید محرمی نامحرمی خندد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth