خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشدسهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد
۲
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحه ی توقطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد
۳
ارتو نسبت به من آن جور که باشد همه وقتبه ز لطفی که نباشد گه و گاهی باشد
۴
ایخوش آن خسته که چون بر سرش آئی او راقوه ناله نه و قدرت آهی باشد
صفحهٔ ۱ از ۲