خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یارخاصه بعد از مدتی هجران و عمری انتظار
۲
از جهان رسم سفر یارب برافتد چند ازواین بود مهجور از یار، آن بود دور از دیار
۳
سخت باشد دوری احباب در ایام گلصعب باشد فرقت اصحاب در فصل بهار
۴
دیده ی بی نور را از لاله و از گل چه فیضعاشق مهجور را با باغ و با بستان چه کار
صفحهٔ ۱ از ۲