خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزنزنهار بر صید حرم تیغ ای شکارافکن مزن
۲
بر دل مزن تیر جفا ای دوست دشمن دوست راور می زنی بهر خدا بهر دل دشمن مزن
۳
منما ز چاک پیرهن آن تن بهر کس جان منوز رشک آن ای سیمتن چاکم به پیراهن مزن
۴
دامن بقتل بی دلان چون برزنی ای دلستانیا خون من ریز از میان یا بر میان دامن مزن
صفحهٔ ۱ از ۲