خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سر ببرندم نکشم پا ز در توپروای سر خویش ندارم به سر تو
۲
در راه تو آن خاک نشینم که نخیزدگر خاک شوم خاک من از رهگذر تو
۳
بسیار کم افتد نظر لطف تو با منافتاده ام آیا بچه جرم از نظر تو
۴
اغیار به او محرم و محروم ازو منای ناله چه شد سوز و کجا شد اثر تو
صفحهٔ ۱ از ۲