خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنی دارد بنامیزد ز جان بهنه از جان من از جان جهان به
۲
رخی بهتر ز ماه بدر صد بارقدی صد بار از سرو روان به
۳
گل روئی که گوئی لوحش اللهز گل نیکوتر و از ارغوان به
۴
می از دست تو یک شب تا سحرگاهز آب خضر و عمر جاودان به
صفحهٔ ۱ از ۳