خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عادت به این مکن که کنی جور و کین همهنیکوست جور و کین ز نکویان نه این همه
۲
از دلبران کدام بنالند عاشقانهستند این گروه جفاجو چنین همه
۳
نقص تو نیست جور و جفا زانکه بوده اندخوبان همه چنان و نکویان چنین همه
۴
صد درد بر دلست مرا غیر درد عشقای کاش بود درد دل من چنین همه
صفحهٔ ۱ از ۳