شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برده رشح جام تو جمشید را ز هوشوی داده نور رای تو خورشید را ضیا
۲
لب بسته ام ز دعوی اخلاص ز آنکه هستاظهار دوستی به زبان نوعی از ریا
۳
کم می شوم مصدع اوقات کز پدرپندی شنیده ام که شنیده است از نیا
۴
کای نور چشم من اگرت هست چشم منکاخر ز جا بچشم دهندت چو توتیا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth