خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر جفاست تلافی به مذهب تو وفا راهزار بار فزون کم بود جفای تو ما را
۲
مبر به باغ و میفزا غمم ز غارت گلچینبه دام یا قسم بال و پر ببند خدا را
۳
فراقت آتش جان بر دهد به باد هلاکمبه خاک پایت اگر باز جویم آب بقا را
۴
دوای ما همه دردی که مرگ باشدش از پیبه عهد درد تو گر آرزوکنیم دوا را
صفحهٔ ۱ از ۲