خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها راپس از تنها به تنهایی نزیبد سر زنش ما را
۲
پس از پیر و جوان در خانقه زرق و ریا دیدمبه پیری لاجرم بر کعبه بگزیدم کلیسا را
۳
ز خضر راه رو گردان بر گمرهان واثقبه خر کردند تبدیل از خری آخر مسیحا را
۴
خدا مفتیم محشور خواهد گر بدان آیینبه تسبیح چنو مسلم دهم زنار ترسا را
صفحهٔ ۱ از ۳