خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کز جفا آموخت رسم و ره بیداد راکاش از وفا آموزدت چندی طریق داد را
۲
ما را فتاد این ماجرا، کس را چه باک از رنج مااز صید پیکان بلا، نبود خبر صیاد را
۳
لعلت که دل یاقوت او، خون جگرها قوت اوالبته خونریزی است خو، خونخوار مادرزاد را
۴
آن چشم و آن مژگان نگر، کآمد به خونریزی دگرصد نیشتر یا بیشتر در کف یکی فصاد را
صفحهٔ ۱ از ۳