خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کآفرید روز اول اشتیاق راکاش آفریده بود علاجی فراق را
۲
ای دل سرشک برده ز کارم براو فکندافکندم از نظر چو تو فرزند عاق را
۳
جانم به لب رسید و دل از هجر وارهیدوه وه هزار فایده بود اتفاق را
۴
فرمود مفتی از می و معشوق توبه امیا رب چه سازم این همه تکلیف شاق را
صفحهٔ ۱ از ۳