خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مطرب خوش نوا دمی نای غزل سراگشارود کرب زدا بزن راه طرب فزاگشا
۲
شاهد قبض و بسط من پرده بر آستان فکنتکمه نقره ز آستین بند زر از قبا گشا
۳
ساقی بزم می کشان، خیز و به آب زر فشانتاب تنم فرو نشان، قفل دلم فراگشا
۴
تافته از عبیر مو، صحن سرای و طرف کوغالیه بیز و عطربو تاب ز طره واگشا
صفحهٔ ۱ از ۳