خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذر صبا به بزم جفا کرده یار مابا وی پس از سلام بگو کای نگار ما
۲
ما را در التزام صبوری ز هجر خویشمفشار ز پا دگر که شد از دست کار ما
۳
سلطان غم به ملک دل افتاد و چاره چیستگر تاب این سپاه نیارد حصار ما
۴
ما تشنه ی زلال توایم ار نه سال هاستکاین سیل اشک می گذرد از کنار ما
صفحهٔ ۱ از ۳