خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا فتنه ی قامت توبرخاستشد هر طرفی قیامتی راست
۲
زان خاست و زین نشست لابدبنشست امان و فتنه برخاست
۳
هر جا که تویی غریب نبوددر مرد وزن ار غریو و غوغاست
۴
تعظیم قد ترا به ننشستهر سرو که در چمن به پا خاست
صفحهٔ ۱ از ۳