خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا خود از سر کوی تو ترسم آب بردوگرنه گریه من سبقت از سحاب برد
۲
رود به عشوه ی ساقی ز مغز پایه ی هوشکجا ز دست مرا نشأه شراب برد
۳
شه احتساب نکردت به خون بی گنهانعجب که ترک تو از محتسب حساب برد
۴
فقیه کفر مرا گر به عدل فتوی دادبدین عمل ز خدا اجر بی حساب برد
صفحهٔ ۱ از ۳