شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحرگهان که صبا نافه گستری می کردبه باغ گل ز غمت پیرهن دری می کرد
۲
به بوی موی تو سنبل به خویش می پیچیدبه شوق روی تو بلبل سخنوری میکرد
۳
هوا به رنگرزی درچمن چو بر می خاستغمت به روی من آغاز زرگری میکرد
۴
بدان امید که گردد بهای خاک درترخم مقابله با زر جعفری می کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth