خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تکلف دل ندارد هر که دلدارش نباشداز حیاتش چیست حاصل هر که او یارش نباشد
۲
وصل گل را هر که نارد احتمال خار هجراناز دی و دی زین گلستان بهره جز خارش نباشد
۳
زلف را لابد شکست است از پریشانی ولیکناین سه فیروز افتد گرچه سردارش نباشد
۴
سرو بستانی که همسر می ستایندت به بالایک قدم همراه سروت پای رفتارش نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲