شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرع در خون رود ار قامت دلجوی تو بیندعقل مجنون فتد ار حلقه گیسوی تو بیند
۲
چشم ها دوخته گردون به زمین هر شب از انجمتا نهان از همه مردم نظری سوی تو بیند
۳
شمس لایق بود ار سر به کف پای تو سایدسرو مایل شود ار ره به سر کوی تو بیند
۴
هرکه مهر فلک و چهر تو سنجد به تقابلاختران را همه چون سنگ ترازوی تو بیند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth