شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آوخ که یار برسر این ناتوان رسیدوقتی که از شکنجه هجران به جان رسید
۲
فرصت نیافت یار و به پایان شتافت عمرمهلت نداد مرگ و اجل بی امان رسید
۳
جانان به پرسش آمد و جان گرم رفتن آهخارم به دیده فصل بهارم خزان رسید
۴
پی کن به پهنه ی هوس ای دل رکاب عیشحالی که وصل و هجر عنان بر عنان رسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth