خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گلستان رخ ار گشاید بارگلبن اید خجل ز روی هزار
۲
خاک بیزد صبا به فرق چمنچون کشدپرده ماهم از رخسار
۳
تا شد از چشم و لب نهان و پدیدروز و شب باده بخش و باده گمار
۴
تا ز رخسار و خط بهم پیوستانگبین با کبست وگل با خار
صفحهٔ ۱ از ۳