خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا در عشق او رنگ دگر ریزبه جامی اشک خون از چشم تر ریز
۲
نماندت آب اگر در دیده ای دلز مژگان پاره ای لخت جگر ریز
۳
چو لعل دلکشم دامن به خون کشچو سنگ آتشم برجان شرر ریز
۴
چو شمع روشن از رگ ها به رخسارسرشک آتشینم تا سحر ریز
صفحهٔ ۱ از ۳