خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بست زاهد از ردای خویشتنپرده بر روی خدای خویشتن
۲
هرچه پنهانتر کند پیداتر استهرکه معبودش هوای خویشتن
۳
روی تا کردم بدو، انداختمگفتگوها در قفای خویشتن
۴
پیش آن نوشین هان گو غنچه راوامکن بند قبای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳