شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتیکآن را بود قیام قیامت علامتی
۲
بی بند برده ای دل و بی تیغ کرده خونبی دعوی امامت از اهل کرامتی
۳
در پای رفت جان و سر از دست دل مرابرچشم بیگناه نباشد غرامتی
۴
ازتاب آفتاب حوادث مرا چه غمتا بر سر است سایه ی شمشاد قامتی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth