شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر باری به باغ از در درآییدر فردوس بر گلشن گشایی
۲
شبت مه در مقابل رخ برافروختنهان شد روز با آن روشنایی
۳
به شب خورشید از آنرو، روی بنهفتکه شرمش آید از بی دست و پایی
۴
به هم چشمیت عبهر دیده بگشودعجب ثم العجب زین بی حیایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth