شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۸

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کامش ای فلک زدی آتش به جای آبخاکت به حلق باد بدین گونه احتساب
۲
با این ستم هنوز ترا چشم آفرینبا این گنه هنوز ترا بویه ی ثواب
۳
آبی به حلق سوخته ی او نریختندبا آنکه دجله آب شد از فرط التهاب
۴
تا دیده و دلش ز عطش ماند خشک و تربایست خون دل رود از دیده ی سحاب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth