شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۱۳

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برحالت غریبی او آسمان گریستتنها نه آسمان همه کون و مکان گریست
۲
چون سوی مقتل آمد و برکشتگان گذشتبر هر جوان و پیر خروشان چنان گریست
۳
کزتاب شرم در رخ او ماسوا گداختو ز باب رحم بردل او کن فکان گریست
۴
هم بر رجال کشته بی کفن و دفن سوختهم برنساء زنده ی بیخانمان گریست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth