شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۲۹

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیمار کربلا به تن از تب توان نداشتتاب تن از کجا که توان بر فغان نداشت
۲
گر تشنگی ز پا نفکندش غریب نیستآب آن‌قدر که دست بشوید ز جان نداشت
۳
در کربلا کشید بلایی که پیش وهمعرش عظیم طاقت نیمی از آن نداشت
۴
ز آمدشد غم اسرا در سرای دلجایی برای حسرت آن کشتگان نداشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth