شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۴۱

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتی پدر تو تفته جگر از جهان دریغبگذشت آب دیده مرا از میان دریغ
۲
رستن پس از تو نیست سزاوار حال ماپایم از آنکه دست ندارم به جان دریغ
۳
تحصیل جرعه ای نتوانستم از براتآب اینقدر گران شد و جان رایگان دریغ
۴
قتلم نصیب نامد و عمرم به سر نرفتاز بخت واژگونه این شد نه آن دریغ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth