خلوتی با صفایی جندقی
بند ۴۴
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کای از غمت برادر با جان برابرمغربال دور خاک بلا بیخت بر سرم
۲
چون زخمهای خود نگری از ستاره بیشداغ درون خویش اگر بر تو بشمرم
۳
گفتم رها کنند مگر زین قفس مرااما چه سود بال کدام است و کو پرم
۴
خصمم کشید و از سر کویت به عنف برداین هم غمی دگر که ندانم کجا برم
صفحهٔ ۱ از ۴