شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۶۸

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر تشنه کامیش نه همین بحر و بر گداختگیتی تمام زیر و زبر خشک و تر گداخت
۲
تنها فرات ز آتش خجلت بر او نسوختاز شرم وی محیط همی تا شمر گداخت
۳
دریا و رود از دم وی برمدر گریستصحرا و کوه از غم او برحجر گداخت
۴
ثابت به جای خود ز سها تا سهیل سوختسایر به پای خود ز زحل تا قمر گداخت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth