خلوتی با صفایی جندقی
بند ۸۱
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جسمی که جامه زیبدش از یاسمن دریغدر خاک و خون فتاده چو گل بی کفن دریغ
۲
جای سیه به سوگ جوانان خویش دوختثوب گلی ز خون گلو بر بدن دریغ
۳
نوشین لبان نورس ناکام نینوامشکین خطان گل رخ سیمین ذقن دریغ
۴
خفتند خشک لب همه بر خاک و خونشانتر کرد لاله و خس ربع و دمن دریغ
صفحهٔ ۱ از ۴