خلوتی با صفایی جندقی
بند ۱۰۰
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چتوان سرودن آن همه با این زبان لالافسانه ای که رفت برون از حدود فال
۲
ظلمی که ماند و خصم نکرد از قصور بوداو خود نداشت ورنه نکولی ز هر نکال
۳
سخت آن چنان دو طفل نمردی ز تشنگیشنرم ار شدی بر او دل بی رحم بدسگال
۴
کی خاطرش ز خطره ی کین خالی اوفتدتا کس کند به ظلم خیالی پس از خیال
صفحهٔ ۱ از ۴