خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۵
نوحهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرها همه بر نیزه و تن ها همه بر خاکاز کین زمین آه و ز بی مهری افلاک
۲
تا هوش همی راه سپارد سر بی تنتا دیده همی کار کند پیکر صد چاک
۳
تن ها همه انباشته در خاک و به خون درسرها همه آویخته از حلقه ی فتراک
۴
بر هرتن مجروح و دل ریش و لب خشکصد چشمه روان بیشتر از دیده ی نمناک
صفحهٔ ۱ از ۳