خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۴
نوحهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افتاده در خون ای پدر از گرز و تیغ و خنجرمبنهاده سر بر روی خاک ای خاک عالم بر سرم
۲
تو کشته تن در خون طپان، من زنده بر جا جسم و جاناین سخت جانی ای امان، می نامد از خود باورم
۳
گشت از سپهر پرده در، دامان هامونت مقرزین پس سزد جای ای پدر، در توده ی خاکسترم
۴
تا خوابگه خاک سیه، کردی به طرف قتلگهزیبد مرا خاشاک ره، بالین و خارا بسترم
صفحهٔ ۱ از ۳