خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۴۴
نوحهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدی آخر که فلک ریخت چه خاکی به سرمکز سر نعش تو باید نگران درگذرم
۲
اینک از کوی تو پیش آمده راه سفرممی روم وز سر حسرت به قفا می نگرم
۳
خبر از پای ندارم که زمین می سپرم
۴
چون روم من که ز غم جان و دلم می پیچدچون سلیم این تن طاقت گسلم می پیچد
صفحهٔ ۱ از ۸