شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۱۷ - در تتبع ظهیر فاریابی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپیده دم که شدم حله پوش حجله و سور(ویلبسون) ثیابا شنیدم از لب حور
۲
بگوش شه کلهی این ندا زخازن خلدرسید کای شرف تاج قیصر و فغفور
۳
خراب چون که شد از روغن چراغ لباسگمان مبر که بیکمشت گل شود معمور
۴
بباب محفل تشریف دل منه که ترازتیمچه وزکله برکشیده اند قصور
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth