شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرماید

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میبرد سودای چشم مستش از راهم دگراز کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر
۲
در جواب او
۳
میبرد سودای صوف مشکی از راهم دگراز کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر
۴
شب شوم چون مست گویم پوستین بخشم صباحخوف سرما زان بگرداند سحرگاهم دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth