خلوتی با نظام قاری
شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانه
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوفآن عقوبت بس که ارمک دیده در پهلوی صوف
۲
زردکی میگفت با خود رنگ پیش تاجریمن بصد رخت دگر ندهم سر یکموی صوف
۳
آن فراویز خشیشی بهر دفع چشم زخممانده ام چون بند والا بسته پهلوی صوف
۴
حلقه زر بین بگوش دگمه لعل و شبهو چنین درمانده زردوزی زمابی روی صوف
صفحهٔ ۱ از ۳