شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحه

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بچرخ میرسد از عشق تار قزآهمزهجر جامه چو صابون در آب میکاهم
۲
بماهتاب نپوشم کتان که میترسمکه چشم زخم رسد بر لباس از ماهم
۳
گهی که جامه ببالای من برد خیاطقدی دگر ز برای اضافه میخواهم
۴
منی که دل ننهادم بشاهد بازارفغان که بسته والا ببرد از راهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth